تبليغاتX
گردباد

گردباد

حمیدرضا علاقه‌بند

نان یا اسلحه، کدام؟ گرانی. فشار. مردم. فقر. فحشا. روزگاری بود فاحشه‌ها از هوس تن‌فروشی می‌کردند ولی حالا از فقر. شکم گرسنه مجال ترحم به کسی نخواهد داد. حتا افیون هم نمی‌تواند جلوی گشنگی را بگیرد. ایران تجسم جهنم خدا بر روی زمین است. 

و تهران شهر مردگان فراری. فاحشه‌های محزون. روسپی‌های مدرن. شهری که گورستان ندارد. اما سراسر یک گور دستجمعی است. و مردگان در یکدیگر می‌میرند. ابری از رویای مردگان بر آفتاب پرده است.  گاه مرده‌ای در تو عاشق می‌شود به مرده‌ی من.

دور از نیمروز لطف تو فلز ثانیه‌ها آب نمی‌شود. در باورم نبود دلتنگ کسی شوم که تا به حال او را ندیده‌ام. پس عشق شهادت آنی است. تا حالا دلتان برای کسی که ندیده‌اید تنگ شده است؟ پیش از آنکه برای رخت آویزهای این سوال جامه‌ای انتخاب کنید قرن روزش به پایان رسیده است.

آرام هستم به آرامش پرچمی در نسیم در روز پیش از کودتا. خبر بزرگ در راه است. دنبال روزنامه‌ی فردا نباشید. امروز به خیابان نظر کنید. خون و خبر را بر سنگفرش ببینید. بر درخت سترون، زاغ میوه‌ها. بر سرانگشتان من لامپ‌های سوخته‌ی‌ رویا. بر شکوه شیروانی. کبوتر چاهی. بر غرور من. قناری زنده‌ی شهر. در تاریکی. آبی‌ها در سکوت. خراش صداها.

ما را به سوی هم می‌خوانند. ما را از هم می‌رانند. به دین درگاه چون ما را می‌خوانند می‌رانند. و ما از نفرت مردگان آسوده نبودیم. مردگان در خواب‌هایمان بودند. و ما خسته از وسعت خوابهایمان بودیم. آنها به دنبال خانه‌ی خوابهایمان بودند و ما در کنار خانه‌مان گم می‌شدیم.

گاه بیدارمان می‌کنند به چیزی اشاره می‌کنند که ما نمی‌بینیم. تابوت خاکستر را گربه‌ی پیری بدرقه می‌کند. کمدها سرشار از غنایم سال‌های حوصله. اما سرباز فاتحی باقی نمانده است. در ته صندوق ولی چل‌تکه‌ی خاطرات هنوز جوان مانده است. جامعه دارد متلاشی می‌شود. مردم گرسنه. ارزشها و سرمایه‌های خود را در ازای نیازهای جسمی و جنسی خرج می‌کنند.

کوچه پر از پوکه‌های خالی و مرثیه است. فردا کوچه‌هایی است که نام‌شان تغییر کرده است. گل رعد بر شب می‌روید. آتشبارها چون گل‌های آتشین شروع به روشن شدن می‌کنند. لاله‌های واژگون سربلند خواهند کرد. انفجار در راه است. صدای تیشه به گوش می‌رسد.

کودکی برای چیدن سیب به باغ می‌رود و با زنبیلی پر از نارنجک باز می‌گردد. شتاب کن ناصری. شتاب کن. سکوت مادر فریادها است. باد جامه‌های عزا را از روی بند رخت به هوا می‌برد. آسمان خالی. درختان خاموش. کلاغان کِزکرده. نشانی از آشوب. روز بزرگ در راه است.

| لينک ثابت |  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 2:52    | 

استیو جابز یکی از جادوگرهای مدرسه‌ی هاگوارتز در یک اقدام مانستری دومین آیفون تاریخ را با نام iphone 3G به عاشقان حضرتش معرفی کرد. باریک‌تر و با پشت تمام پلاستیکی و از همه مهم‌تر ارزان‌تر. قیمتها باور نکردنی است. برای مدل 8Gb قیمت 199 دلار و برای مدل 16Gb قیمت 299 دلار و مدل 16Gb در دو رنگ سفید و سیاه خواهد بود.

سیب گاززده از نسل دوم گوشی تلفن همراه آی فون که از سرعت و کارایی بیشتری نسبت به نمونه‌های پیشین برخوردار است رونمایی کرده است. آی‌فون جدید منطبق با فناوری شبکه‌های نسل سوم تلفن همراه تولید شده است. اپل سعی دارد با ارائه این گوشی جدید سهم خود را در بازار گوشی‌های همراه هوشمند در آمریکا که در اختیار نوکیا و بلک‌بری است افزایش دهد.

گوشی‌ جدید آیفون از یازدهم ژوئیه در بیست و دو کشور، از جمله بریتانیا عرضه می‌شوند. به گفته‌ جادوگر اپل قیمت بالای آی‌فون یکی از موانع اصلی در خریداری آنها بوده است. گوشی‌های نسل اول در ابتدا ۵۹۹ دلار قیمت داشتند و بهای آن پس از مدتی به ۳۹۹ دلار کاهش یافت.

استیو جابز بارها تاکید کرده که چیزی که محصولات اپل رو متمایز میکند فقط سخت افزار زیبا نیست بلکه نرم افزارهای قوی هستند که نفس کشیدن را برای دیگران سخت می‌کنند. بعد از معرفی آیفون تقریبن تمام شرکت‌های بزرگ تولیدکننده گوشی به تکاپو افتادند تا از قافله رقابت عقب نمانند.

تنها چیزی که آیفون رو تا به امروز فوق العاده نگه داشته نرم افزاری است که بدون تردید یک سر و گردن از ویندوز موبایل یا سیمبین بالاتر است. این در حالیست که یکی از قدرتمندترین شرکت‌های نرم افزاری دنیا با سرمایه گذاری چند میلیون دلاری در حال تکاپو برای به چالش انداختن تمام نرم افزارهای موجود برای موبایل هست. گوگل با اندروید می‌آید.

آی‌فون جدید به خاطر سرعت بیشتر صفحات وب را 36 درصد سریع تر از گوشی‌هایی مانند نوکیا N95 و Treo750 باز می‌کند. مشخصات باطری 300 ساعت در حالت انتظار، 8 تا 10 ساعت مکالمه در حالت 2G و 5 ساعت در حالت3G همچنین، 7 ساعت در حالت پخش ویدیو و 24 ساعت در حالت پخش موسیقی. در آی فون 3G قابلیت پشتیبانی از GPS و WiFi نیز وجود دارد. کمپانی اپل امیدوار است بزودی فروش آنرا در 70 کشور دنیا آغاز نماید.

استیو جابز گفت که آیفون 3G در 11 جولای در بیست و دو کشور ارایه می‌شود و بقیه باید تا پایان سال 2008 میلادی صبر کنند. البته قطعن ایران جزو این کشورها نیست. ما خیلی وقت است که عادت کرده‌ایم که جزو خیلی چیزها نباشیم استاد جابز. اگر تا به حال در عمرتان حتی برای یک‌بار هم آی‌پاد را لمس کرده باشید. می‌توانید با چشم بسته با آی‌فون کار کنید. این بار استیو جابز شعبده‌ی جدیدش را چنان اعزام کرده تا دشمنان را خرد و خمیر کند.

| لينک ثابت |  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 15:44    | 

توی این هوای گرم هیچی به اندازه‌ی باخت ایتالیا و استقلال در یک روز مزه نمی‌دهد. مثل یک لیموناد تگری است کنار سواحل هاوایی. تازه ایتالیا دوسال از آخرین قهرمانی جهانش می‌گذرد، تازه ایتالیا بعد از سی سال از هلند شکست خورد.

آخرین باری که نارنجی‌ها توانسته بودند مانکن‌ها را بکشند بيست و يكم ژوئن سال 1978 بود. در آن بازی ایتالیا ابتدا با گل به خودی ارنی برندتس پیش افتاد، ولی پس از آن خود برندتس توانست گل تساوی را به ثمر برساند و در نهایت آری‌هان، قرمزته، گل دوم هلندی‌ها را زد تا نارنجی‌ها پیروز میدان باشند.

ایتالیایی‌ها پس از آن باخت، سه دهه بود كه هیچ بازی را به هلندی‌ها واگذار نكرده‌ بودند و از هشت بازی انجام شده تنها دو تساوی در كارنامه‌شان ثبت کرده بودند. وقتی ایتالیا پیراهن استقلال را بر تن دارد حقش است که این جوری ببازد. قهرمان جهان که چهار ستاره طلایی بر روی لباسش نقش بسته، سه بر هیچ از هلند باخت (فاجعه برن) تا چیزی از این تیم پوشالی باقی نماند.

رییس کمیته‌ی داوران ایتالیا فردای بازی اعلام کرد که گل اول هلند به آتزوری کاملن صحیح بوده است. پس آبی‌ها الکی دنبال بهانه و آفساید نگردند. سه گل مَشتی از هلندِ مارکو فان باستن خوردند تا هیچ وقت فراموش نکنند که فوتبال فقط دفاع نیست. یک تیم باید حمله هم بکند. ترسو‌ها فقط دلشان را به ضد حمله خوش می‌کنند. من حالم از فوتبال تدافعی بهم می‌خورد.

گل‌های هلندی یکی از یکی قشنگ‌تر بود. حتا گل دوم آنها آدم یاد گل دنیس برگمپ به آرژانتین در جام جهانی ۹۸ می‌اندازد. همان بازی که چند ثانیه قبلترش آریل اورتگا از بازی اخراج شد و معلوم بود که رویاهای آبی و سفید امریکای جنوبی در فرانسه به پایان رسیده است.

البته پایان بازی ایتالیا و هلند تمام کابوس ایتالیایی‌ها نیست. هنوز اصل ماجرا باقی مانده است. فرانسه می‌خواهد برای آنها که زشت بازی می‌کنند شاه بیت گروه مرگ را بسراید. ایتالیا باید یاد بگیرد که خوب، مردانه و درست بازی کند. باید بفهمد حمله کردن یعنی چه.

یعنی چی فقط دفاع می‌کنند و دلشان را به ضد حمله‌ها خوش. آدم یادِ سپاهان می‌افتد. یادتان هست که سپاهان یک نیمه از خط وسط زمین اصلن نگذشت. ایتالیا، استقلال، سپاهان با دفاعی بازی کردنشان روح فوتبال را می‌کشند. پس حقشان است که ببازند.

قهرمان جهان را باش چهاره ستاره به نشانه‌ی چهار بار قهرمانی جهان بر روی سینه‌اش دارد ولی مثل بچه دبستانی‌های شهر رم بازی می‌کند. خوب است یک کمی هم به جای پرداختن به جرجیو آرمانی، امپریو آرمانی، گوچی و ورساچه کمی هم دوستان به فوتبال بپردازند.

| لينک ثابت |  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 13:12    | 

قبل از شروع یک روز باید انرژی زیادی برای سوزاندن داشته باشید. مثل ماشینی که برای روشن شدن به بنزین احتیاج دارد. نوشابه‌های انرژی‌زا بدن را برای یک روز سرشار از فعالیت‌های مغزی و فیزیکی کاملن آماده می‌کنند. energy Drinksها شامل متیلاکساتین، ویتامین B و گیاهان داروی هستند. بقیه محتویات رایج، گارانا و تورین به اضافه فرمهایی از جینسنگ، مالتودکسترین، اینوسیتول، کارنیتین، کراتین، گلاکورونالاکتون و جینکگو بیلوبا است.

energy Drinks

اولین و پایه‌ترین محتویات یک نوشابه انرژی‌زا کافیین است. به صورت متوسط هر 237 میلی‌لیتر از نوشابه‌های انرژی‌زا شامل 80 میلی گرم کافیین هست. اگر این میزان از نوشابه انرژی‌زا بیشتر گردد یعنی 480 میلیلیتر حدودن 150 میلی گرم کافیین در آن یافت می‌شود (کمی کمتر از 2 برابر میزان قبلی) اگرچه اخیرن این نوشابه‌ها بیش از 360 میلیگرم از کافیین را روی قوطی‌ها درج نموده‌اند.

جدیدترین نوع نوشابه‌های انرژی‌زا آلاورا و اوآر هستد که در سوپرمارکت‌ها قابل دسترسی هستند. البته قبل از آنها باید هایپ، رِدبول، بومبا، شارک، فانتوم، سی‌نرژی، دارک‌دراگون، کام‌ایکس را امتحان کنید. نوشیدن یک قوطی نوشابه انرژی‌زا، 3 ساعت فعالیت مدوام را طلب می‌کند. وگرنه کِسل و دچار اینسومنیا خواهید شد. به این دلیل که نوشابه‌های انرژی‌زا حاوی سطوح بالایی از کافئین و تایورین هستند. بهترین زمان نوشیدن نوشابه‌های انرژی‌زا اول صبح است. ساعت هفت.

تائورین از گروه آمینو اسیدهای غیر ضروری است. آمینو اسیدهای غیرضروری آمینو اسیدهایی هستند که بدن نیازی به دریافت آنها از محیط خارجی نداشته و خود توانایی ساختن آنها را دارد. البته ساخت تائورین در بدن، بسته به شرایط آن متفاوت است و در بعضی از مواقع مثلن در زمان استرس، خستگی و بیماری‌ها نیاز بدن به تائورین افزایش می‌یابد و در آن هنگام بدن قادر نخواهد بود این ماده را به اندازه کافی و مورد نیاز تولید نماید.

از جمله نقش‌های تائورین در بدن می‌توان به ساخت بافت عضلانی اشاره نمود. تائورین از اجزای اصلی صفرا است که به منظور هضم چربی‌ها، کنترل کلسترول خون و جذب ویتامین‌های محلول در چربی به آن نیاز داریم. تائورین به همراه روی برای سلامتی چشم‌ها و حس بینایی لازم است.

تائورین نقش سم‌زدایی از بدن را دارد، زیرا بعنوان یک آنتی اکسیدان نیز محسوب می‌شود. همچنین این ماده باعث کاهش فشار خون در بدن شده و برای درمان اضطراب، بیش فعالی، فعالیت ضعیف مغز، صرع و آب رسانی به مغز نیز مفید است. مصرف تائورین موجود در نوشابه‌های انرژی‌زا باعث تحریک سیستم عصبی، افزایش انرژی، رفع خستگی، نشاط آوری، افزایش استقامت و رفع استرس می‌شود. برخی از پژوهش‌ها حاکی از آن است که تائورین احتمال مصرف الکل را در مصرف کنندگان افزایش می‌دهد.

هایپ | Hypeنوشابه‌های انرژی‌زا بطور متوسط حاوی 60 تا 80 میلی گرم کافیین هستند که بطور نمونه نوشابه‌های کولا حاوی 50 میلی‌گرم و یک فنجان قهوه حاوی 60 تا 90 میلی گرم کافئین است. البته در بعضی از energy Drinksها کافیین تا ۴۰۰ میلی‌گرم هم وجود دارد. که می‌توان به برندهای اوآر، آلاورا و ردبول اشاره کرد.

کافیین علاوه بر اینکه یک محرک است. بعنوان یک چربی‌ سوز نیز به حساب می‌آید و در بیش از 60 گیاه یافت می‌شود. این ماده در گیاهان نقش آفت‌کش را دارا بوده و باعث مرگ یا فلج شدن حشراتی که از گیاهان حاوی کافئین تغذیه می‌کنند، می‌شود.

گوارانا از گیاهان منطقه آمریکای جنوبی است. این گیاه نیز از جمله گیاهان حاوی کافئین است. عصاره این گیاه خاصیت محرک سیستم عصبی مرکزی، افزایش گوش بزرگی، افزایش انرژی، چربی سوزی و ادرارآوری را دارد.

جین سینگ یک گیاه آسیای شرقی است که مصرف آن باعث افزایش مقاومت بدن نسبت به استرس، تقویت حافظه، تقویت سیستم ایمنی و عصبی و افزایش شادابی و انرژی، رفع خستگی کاهش قند خون و کاهش عوارض پیری می‌شود. عوارض مصرف بیش از حد آن شامل بی‌خوابی، تهوع، سردرد، اسهال، افزایش یا کاهش فشار خون می‌شود. البته میزان جین سینگ در نوشابه‌های انرژی‌زا کمتر از آن است که موجب این عوارض گردد.

جینگو بیلو یک گیاه بومی کشور چین است که اثرات مصرف آن شامل بهبود یادگیری و حافظه، بهبود تمرکز، بهبود گردش خون، ضدافسردگی، خاصیت آنتی اکسیدانی و ضدسرطانی دارد. ال- کارنتین یک نوع آمینو اسید است که توسط کبد تولید می‌شود و در متابولیسم چربی‌ها نقش دارد. Glucuronolactine کربوهیدارت است که بطور طبیعی از متابولیسم گلوکز در کبد ساخته می‌شود و یک محرک بوده و در تقویت حافظه افزایش تمرکز و رفع خستگی مفید است.

متیل زانتین‌ها یک الکالوتید است که بعنوان محرک سیستم عصبی فعالیت می‌کند. کراتین یک اسید آمینه است که در بدن انسان در طی سوخت و ساز پروتئین تولید می‌شود و انرژی مورد نیاز عضله را تأمین می کند. با توجه به اثرات مثبت کافئین بر روی بدن باید در مصرف آن اعتدال را رعایت نمود زیرا مصرف بیش از اندازه کافئین باعث ایجاد وابستگی  به کافئین یا کافئینیسم می‌شود که علایمی نظیر اضطراب، تحریک پذیری، انقباض عضلات، عصبی بودن، بی‌خوابی، تپش قلب و زخم معده را به همراه دارد.

نکته جالب در مورد کافئین این است که این ماده اثر داروهای تجویز شده برای تسکین سردرد را تا 40 درصد افزایش می‌دهد. کافئین یک محرک برای سیستم عصبی مرکزی است و بطور موقت باعث رفع خواب آلودگی می‌شود. از سایر اثرات کافیین بر روی بدن می‌توان به رفع خستگی، افزایش تمرکز، شادابی، نشاط، ادرار آوری، شل کردن عضلات صاف نایچه‌ها، افزایش اسید معده، اتساع عروق خونی. افزایش عملکرد جسمی، ذهنی و افزایش استقامت اشاره نمود.

| لينک ثابت |  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 2:4    | 

آنها که تا به حال در عمرشان زیر باران پیاده راه نرفته‌اند هرگز عاشق نشده‌اند. و من دِلم برای پیاده‌روی پر از باران تنگ شده است. امروز از آسمان صدای دعوای ابرها می‌آمد. احساس می‌کنم در هر کنار و گوشه‌ی این شوره‌زار یاس چندین هزار جنگل شاداب ناگهان می‌روید از زمین. تنها کسانی لذت دیدن رنگین کمان را می‌چشند که تا آخرین قطره زیر باران مانده باشند.

همه چیز ساده است. به همین ساده‌گی. یک روز بارانی و یک پیاده‌رو. باور کنید عاشق شدن اصلن سخت نیست. در میان ما انسان‌هایی هستند که در آسمان مشهورترند تا در زمین. از آن دسته آدمها که خدا در گوش پیامبرش نجوا کرد: "دوستان من در دامان من‌اند و کسی غیر از من آنها را نمی‌شناسد." مستی و مستوری همزاد یکدیگرند و محبوب، هر چه را بیشتر دوست‌تر داری در پرده نگه دارد.

برای همین است که ما اسم مرشدِ حافظ را نمی‌دانیم. حضرتش فقط یکبار فاش گفت. آنهم زمانی که فاش می‌گویم و از گفته‌ی خود دلشادم. فقط همین یکبار. زبان ایشان زبان اسرار است. چون جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد.

عشق ورزیدن به معنای واقعی کلمه تجربه‌ای شاهانه است. چون همچون یک امپراتور رفتار می‌کنید. تمنای عشق تجربه‌ای گدایانه است. هرگز همچون یک گدا نباشید. جامعه می‌تواند جنایت‌کاران را ببخشد، اما هرگز یک رویا پرداز را نخواهد بخشید. این جمله‌ی اسکار وایلد سرآغاز رویاهای من است.

یاد گرفته‌ام به رویاهایم احترام بگذارم. زندگی بدون رویا خیلی سخت است. کسی که در برابر بی‌رحمی‌های زندگی حذف می‌شود رویایی برای زنده ماندن ندارد. لحظاتی هستند که از مبارزه پرهیز می‌کنیم. و بهانه‌های آرامش، بلوغ و احساس حماقت می‌آوریم. گاهی بی‌عدالتی را در چند قدمی خود می‌بینیم و خاموش می‌مانیم "و نمی‌خواهیم خود را درگیر یک نزاع بکنیم" فقط یک بهانه است.

چنین نیست. کسی که راه مبارزه را برمی‌گزیند به سوی پیروزی گام بر می‌دارد. فریادی که مخالف این ادعا را سر می‌دهد و اشتباه می‌کند، همواره به گوش خدواند خواهد رسید. اگر برادر ما رمق فریاد زدن ندارد، ما هستیم که باید این کار را برای او انجام دهیم.

| لينک ثابت |  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 1:6    | 

من طرفدار فوتبال و شور و هیجان آن هستم. این همه انبوه تماشاگران در استادیوم که دچار حمله‌ی قلبی می‌شوند. آنهایی که توی اتوبوس نشسته‌اند به خاطر برتاپ سنگ و شکستن شیشه سر و رویشان خونین می‌شود. جوان‌هایی که این هیجان را با مِی گساری و ویراژ دادن در خیابان‌ها بروز می‌دهند و با پارچه نوشته‌هایی که از مینی‌بوس‌های مملو از سرنشین بیرون آورده‌اند و تکان می‌دهند بی‌آنکه حواسشان باشد با یک تریلی غول‌پیکر تصادف می‌کنند. هواداران متعصبی که ترقه و فشفشه آتش می‌زنند و باعث کوری خودشان می‌شوند. همه‌ی اینها مرا به وجد می‌آورد.

امبرتو اکو

 

فوتبال دوباره عالم گیر خواهد شد. ۱۸ خرداد آغاز جام ملت‌های اروپا است. مسابقاتی که از آن بعد از جام جهانی فوتبال نام می‌برند. فوتبال چه راز و رمزی دارد که میلیاردها نفر را در سراسر جهان معطوف به خود کرده است.

فوتبال نوعی سینما است. آنهم با ژانرهای مختلف. فوتبال درام است. بهت روبرتو باجو بعد از زدن ضربه پنالتی به برزیل و اشک‌های دیه‌گو در فینال نود فراموش ناشدنی است. صورت برافروخته‌ی استوارت پیرس و چهره غمگین فرانکو بارزی.

کدام فیلم درام مانند این صحنه‌ها می‌تواند میلیون‌ها نفر را تحت تاثیر قرار دهد؟ فوتبال سورئالیسم است. فریادهای رشید یکینی درون دروازه بلغارستان و یورگن کیلیزمن توی دروازه ایران شما را یاد چی می‌اندازد؟فوتبال تلفیق اشک و شادی است. ترکیب اکشن، درام و کمدی، تبلور حقیقت مستطیل سبز و تجلی اراده در میدان‌های بزرگ.

فوتبال غیر قابل پیش بینی است. همان گونه که اجراهای مختلف یک فیلم با هم فرق دارند. هر نسلی ستاره‌های نسل خودش را دارد. روزهایی که فرانس پوشکاش، آلفردو دی استفانو و هانس شافر در مستطیل سبز غوغا می‌کردند.

بعد از آن نوبت بابی چارلتون، اوزه بیو، پله، لئو یاشین، ساندرو ماتزولا و کمی بعد هم اووه زیلر و فرانس بکن‌بائر. نسل بعدی نسل یوهان کرویف، گرد مولر، جانی ریورا، جرزینیو، یوهان نیسکنس و پل برایتنر بود. تا اینکه نوبتِ اسطوره‌ی تاریخ فوتبال رسید.

مارادونا در دورانی که ستارگانی همچون خورخه والدانو، میشل پلاتینی، ژان پیر پاپن، سوکراتس، زیکو، رودی فولر بهترین‌های تیمشان بودند آرژانتین قهرمان جهان کرد. دهه نود با حضور یورگن کیلیزمن، لوتار ماتیوس، هریستو استویچکوف و روماریو ولی همه چیز تحت شعاع مثلث هلندی بود. رود گولیت، فرانک ریکاردو، مارو فان باستن.

کمی بعد هم نوبت روبرتو باجو، جان لوکا ویالی، کارل پوبورسکی، آریل اورتگا و اریک کانتونا بود. بعد از آنها هم رونالدو، الساندرو دل‌پیرو، زین‌الدین زیدان، لوئیس فیگو و دیوید بکام. حالا هم که کریس رونالدو، وین رونی، کارلوس توس، خوان ریکلمه، لیونل مسی و... .

هر نسلی ستاره‌های نسل خودش را دارد. ولی فقط یک نفر مارادونا می‌شود. جهان یک شکسپیر دیگر را به خود خواهد دید ولی یک مارادونای دیگر محال است.  علی دایی رکورد پوشکاش را شکسته است. ولی ما که خوب می‌دانیم  فرانس پوشکاش توی فینال جام جهانی سه بار دروزاه آلمان را باز کرده است. ولی علی دایی حتا یک بار هم نتوانسته در جام جهانی گلی را به ثمر برساند.

جام جهانی پیشکش. علی دایی حتا نتوانسته با لباس پرسپولیس به استقلال گل بزند. علی دایی از جنس اسطوره‌های فوتبال نیست. برای همین زود فراموش می‌شود. حتا اگر در اردبیل استادیومی را به نامش کرده باشند.

| لينک ثابت |  جمعه دهم خرداد 1387ساعت 21:13    | 

هر آدمی در زندگی‌اش لحظه‌هایی دارد كه پنهان‌اند. لحظه‌هایی كه دلش نمی‌خواهد كسی دیگر از آن‌ها خبر داشته‌باشد. اگر كسی خبردار شود، ممكن است سرزنشش كند. ممكن است منظورش را نفهمد. هر آدمی وقتی به این لحظه‌ها می‌رسد، وقتی یادش می‌افتد كه چه لحظه‌های پنهانی دارد، حس می‌كند گناه‌كار است. هم دوست دارد این حس را با كسی درمیان بگذارد، هم می‌ترسد این كار را بكند. مشكل در این ترس است.

میشاییل هانکه

در زندگی زخمهايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می‌خورد و می‌تراشد. اين دردها را نمی‌شود به کسی اظهار کرد، چون عمومن عادت دارند که اين دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پيش آمدهای نادر و عجيب بشمارند و اگر کسی بگويد يا بنويسد، مردم بر سبيل عقايد جاری و عقايد خودشان سعی می‌کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آميز تلقی بکنند.

صادق هدایت 

 

معلم پیانو (la' pianiste) ساخته‌ی میشاییل هانکه جهنمی‌ترین و زجرآورترین فیلمی است كه تا حالا دیدم. قبل از این فیلم از لاست های وی دیوید لینچ خیلی می‌ترسیدم ولی معلم پیانو روانی کننده‌ است. ترس تا اعماق استخوانهایتان نفوذ می‌کند. بدنتان سرد می‌شود. آب دهانتان را نمی‌توانید قورت دهید. نفستان تنگ می‌شود. حالت تهوع پیدا می‌کنید.

میشاییل هانکه نام هراسناکی دارد. اگر فیلمهای این موجود مرموز را ببینید حتمن از او و ذهنیتش خواهید ترسید. ذهنی مخوف و سرشار از پیچیده‌گی. توی این پست نمی‌خواهم از پنهان بنویسم. هانکه سال ۲۰۰۱ فیلمی ساخت به نام معلم پیانو که صدها برابر از پنهان مخوف‌تر و تلخ‌تر است.

تلخی این فیلم به شدت نابودم کرد. اریكا در دوران میانسالی استاد مسلم موسیقی كلاسیک در كنسرواتوار موسیقی وین است. او هنوز مجرد است و با مادری سركوبگر زندگی می‌كند كه همیشه در پی اعمال سلطه بر اوست. امیال و گرایشات جنسی اریكا برآورد نشده و او درگیر عقده‌های جنسی است و با تماشای فیلمهای پورنو و چشم‌چرانی سكصی خود را ارضا می‌كند.

والتر هنرآموز جوان به او اظهار عشق می‌كند، اما اریكا خواستار اعمال سلطه جنسی بر اوست و او را به تبعیت از فرامین بیمارگونه‌اش فرا می‌خواند. مبارزه‌ای جنسی برای اعمال سلطه جنسی ميان آن دو اوج می‌گیرد كه سر به خودآزاری، دیگرآزاری و ویرانگری می‌رسد.

شبی که اریکا روی تختخواب به شکلی زننده روی مادرش می‌خوابد و قصد نزدیکی با او را دارد، در حقیقت تصویری بسیار عمیق از اعتراض حزن‌ انگيز او به این زهدان فاسد است که ناخواسته در درونش شکل گرفته و سپس به این دنیای رنج آلود، همچون چیزی فِتیش مانند رانده شده است. ولی این مبدا نفرت در عین حال آخرین داشته‌ی اوست.

از برجسته‌ترین و در عین حال پیچیده‌ترين شناسه‌های شخصیتی اریكا، علاقه‌ی نامتعارف او به زخم است. این علاقه را نمی‌توان در توجیهی صرفن مازوخیستیک خلاصه كرد. از طرفی برای او نه زخمی كردن كه خود زخم اولویت دارد.

زخم به مثابه لذتی دردآلود و لذتی كه خود ماهیتی فِتیش دارد و به همین علت ارتباطی تنگاتنگ می‌يابد با میل مبهم او به ادرار در اوج سرخوشی جنسی. اريكا دوبار درفیلم به این كار مبادرت می‌ورزد. یكبار هنگام دیدن همخوابگی زوج درون اتومبيل (اريكا آنها را همان قدر ابژه های لذت خويش می‌پندارد كه والتر يا شخصيت‌های فيلم‌ پورنوی درون اتاق را) و يكبار هم به هنگام ديدن دست خون آلود شاگردش شوبرت در رختكن تالار كنسرت.

امتناع او از یک رابطه‌ی جنسی متعارف با والتر و پایین كشیدن سطح آن تا حد یک نمايش پورنو گرافیک، از همين اعتقادش به خاصيت فِتیش لذت مایه می‌گيرد. در جهان معنا باخته‌ای كه رسانه مبنای ارزش حقیقی همه چیز است و همه چیز صرفن نمايشی و دست كاری شده، پورنوگرافی تنها صورت منطقی و صادقانه‌ی اغنای جنسی است و عصیان اریكا بر علیه چنین عصری - كه هیچ تطابق اندیشه‌ای با كمال‌گرایی او ندارد - فقط می‌تواند شكلی همچون این شیوه‌ی به خصوص از هرزه‌گری را داشته باشد.

او در حمام خانه‌ی خود با وسواسی بيمارگونه با تیغ پرده‌ی بکارتش را بعد از سالها به منزله‌ی مشخص‌ترين عضو از دخترانه به زنانه در دريافت حس مرموز درد و لذت و البته فِتیش زخمی می‌كند. در اين لذت هیچ كس را شریک نمی‌داند، همان طور كه والتر را نیز هرگز به دهلیز احساسات ناشناخته و قطعن آسيب پذير خویش راه نمی‌دهد. جایی كه تنها موسیقی، پیانو و در نهايت شوبرت شایستگی اشغالش را خواهند داشت.

اریکا خیال می‌کند عشق یعنی فیلم‌های پرونویی که بازیگرانش به کثیف‌ترین شکل ممکن با هم مغازله می‌کنند. آن سکانسی که وارد اطاقی شده تا فیلم پرونو ببیند و از سطل آشغال یک دستمال کاغذی آغشته به اسپرم را بر می‌دارد و بو می‌کند اوج نابودی روح او را می‌بینیم.

در سكانس تكان دهنده‌ی رختكن باشگاه ورزشی، اريكا پس از استفراغ نابهنگامش وسطِ بلوجاب با والتر (او والتر را از تماشای اين صحنه منع می‌كند) صورت خود را با آب تمیز كرده و به والتر می‌گويد: حالا دیگه پاكم، مثل یه بچه. درست در همین لحظه است كه همه چیز شكلی وارونه می‌یابد. شاگرد جوانش برای اولین و آخرین بار فرصت بلوغ را به او اعطا می‌كند.

درب رختكن را باز و اريكا را به طرف پيست یخی ورزشگاه هل می‌دهد. خیره كنندگی نور منعكس شده، سطح پیست را به شدت ناشناخته جلوه می‌دهد، در عمق تصویر دو دختر نوجوان با اسکیت پاتيناژ می‌كنند و اريكا با كفش‌های پاشنه بلندش به سختی روی پيست قدم می‌گذارد. او تنها همین یک بار فرصت می‌یابد تا معاصر بودن را بیاموزد. اینکه در سن ۴۰ سالگی هنوز از برقراری یک رابطه جنسی - عاطفی متعارف عاجز است و چقدر شما آقای میشاییل هانکه بی‌رحم هستید.

| لينک ثابت |  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 16:26    | 

| لينک ثابت |  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 22:51    | 

یک روز رابرت آلتمن تصمیم می‌گیرد فیلمی بر اساس قصه‌ای از ریموند کارور، نویسنده مینی مالیست آمریکایی بسازد و از تام ویتس هم دعوت می‌کند تا در این فیلم نقش اول را بازی کند. راه‌های میان بر (shortcuts) حاصل این تیم ورک سه نفره است.

ریموند كارور، رابرت آلتمن و تام ویتس. هر کدام از این سه نفر برای به آتش کشیدن یک تیمارستان خصوصی کافی هستند. چه اسمهای بزرگ و با عظمتی. غول‌های ادبیات، سینما و موسیقی. وقتی این سه نفر در جایی با هم حضور داشته باشند انگار زرادخانه‌ی هسته‌ای چرنوبیل هستند. سوپرمن، بت من و اسپایدر من. بسیاری از هنرمندان سعی می‌کنند نامتعارف و منحصربه‌فرد باشند، اتفاقی كه برای این سه غول بصورت طبیعی رخ داده ‌است.

راه‌های میان بر داستان زندگی چند زوج لس آنجلسی را در طول چند روز به یکدیگر پیوند می‌زند، این فیلم یکی از فیلم های محبوب منتقدان بوده است و در برخی از نظرخواهی‌ها، منتقدان از آن به عنوان یکی ازپنج فیلم برجسته تاریخ سینما یاد کرده‌اند.

کوئنتین تارانتینو در فیلمهایش به خصوص شیوه روایتش به شدت از راه‌های میان بر رابرت آلتمن تاثیر گرفته است. البته تاثیر فیلم کیلینگ ساخته استنلی کوبریک را هم نباید فراموش کنیم. شیوه خرد کردن سکانس‌ها که تارانتینو بدجوری به آن علاقه دارد از این دو فیلم می‌آید.

اما آنچه رابرت آلتمن را از کارگردانان امروزی و هم نسلش جدا می‌کرد، سبک مشخص و متمایزی بود که او را بدل به کارگردانی مولف کرده بود. واژه آلتمنی (Altmanesque) واژه‌ای آشنا برای سینما دوستان است و هر وقت که او مثلن با ساخت گاسفورد پارک، نشویل، لباس حاضری و راه‌های میان بر قواعد خودنوشته خودش را درست اجرا می‌کرد منتقدان خوشحال می‌شدند که باز هم یک فیلم آلتمنی درست و حسابی ساخته شده است.

شاید بتوان ویژگیهای آثار او را استفاده از گروه پرشمار بازیگران، روایات متقاطع، نگاه بدبینانه به فرهنگ امریکای امروزی، استفاده‌های زیاد از عدسی زوم و نیز حرکات نرم دوربین دائمن متحرک دانست و بر این اساس بیراه نخواهد بود اگر بگوییم بسیاری از آثار موفق سالهای اخیر با یا بدون واسطه وامدار آلتمن بوده‌اند. پل تامس اندرسون، کوئنتین تارانتینو، استیون سودربرگ، دیوید فینچر و... . سینمایشان به شدت تحت تاثیر راه‌های میان بر رابرت آلتمن است.

غیر از اینها یکی از مهمترین شاخصه‌های منش فیلمسازی رابرت آلتمن تاکید فراوان روی بداهه بود. او تکیه اندکی به سناریو داشت و آزادی زیادی به بازیگرانش می‌داد. دیالوگ گفتن‌های همزمان و بسیار جذاب بازیگران در آثار او یکی از همان المانهای آلتمنی است. علاقه فراوان آلتمن به بازیگرانش و بالعکس چیزی نیست که بر کسی پوشیده باشد.

هالیوود به شدت از رابرت آلتمن متنفر بود برای همین هیچ وقت به او اسکار نداد. رابرت آلتمن برای کارگردانی فیلمهای مش 1971، نشویل 1976، بازیگر 1993، راه‌های میان‌بر 1994 و گاسفورد پارک 2002 نامزد اسکار بهترين كارگردان بود. دو فیلم نشویل و گاسفورد پارک همزمان نامزد دریافت اسکار بهترین فیلم در سال 2002 شد ولی هیچگاه اسکاری به رابرت آلتمن تعلق نگرفت. 

دیدگاه‌های رادیکال آلتمن و نیش و کنایه‌های آشکارش به هالیوود سبب شد که مافیای بورلی هیلز چندان روی خوشی به وی نشان ندهند و برخی از سینمایی‌نویسان از آلتمن به عنوان تبعیدی یاد کردند.

آلتمن در واکنش به این عنوان می‌گوید که اگر چه هالیوود هیچگاه وی را تاب نیاورده است ولی او همیشه در یک گوشه کار خودش را می‌کرده است. شانزده سال پیش در گفتگویی با بی بی سی گفت که نه هالیوود از او خوشش می‌آمده و نه او از هالیوود، بنابراین هیچگاه زیر بار تولید فیلمهایی که هالیوود دوست داشته نرفته است.

اما سرانجام هالیوود، اسکار یک عمر فعالیت سینمایی خود را در سال 2006 به وی تقدیم کرد. وی هنگامی که برای دریافت این جایزه بر روی صحنه رفت، گفت: عشق به فیلمسازی در من بینشی دگرگونه به جهان و بشریت بخشیده است. رابرت آلتمن یکی از آخرین کرگدن‌های بزرگ سینما بود.

| لينک ثابت |  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 13:15    | 

ملکه الیزابت باید یک لقب سِر دیگر به سرالکس فرگوسن اعطا کند. بردن چلسی، آبروموویچ، پوتین روسی، آوران گرانت یهودی آنهم در خاک دشمن، مسکو، فقط از یک سرباز جان برکف (شوالیه) برمی‌آید. فینال جام باشگاه‌های اروپا با برتری كامل شیاطین سرخ آغاز شد. شاگردان فرگوسن به لطف برتری‌شان بر توپ همه‌كاره میدان بودند.

قهرمان جزیره با پاس‌های كوتاه و صحیح بازیكنانش هیچ فرصتی به آبی‌های لندنی نداد و در دقیقه 26 رونالدوی سرخ بهترین بازیكن فصل جاری منچستریونایتد، سانتر وزلی براون را با ضربه سر وارد دروازه پترچک دروازه‌بان تیم مولتی میلیاردر روس را باز کند تا منچستر به گل برتری دست یابد.

در پایان نیمه اول چلسی توانست بازی را به تساوی برساند. شوت مایكل اسین در ميانه راه به ریوفردیناند برخورد كرد تا فرانک لمپارد از موقعیت به دست آمده نهایت استفاده را ببرد. تاكنون سابقه نداشته است كه قهرمان لیگ قهرمانان اروپا در وقت اضافه مشخص شود.

در فینال لوژنیکی مسكو هم این سنت ادامه یافت. پنالتی‌ها همه چیز را مشخص کرد.  وقتی آنلکا پشت توپ ایستاد یکی از استقلالی‌های دوآتشه طرفدار چلسی بلند شد باهام دست داد و گفت: آقا قهرمانی منچستر را تبریک می‌گویم، الان آنلکا می‌زند و ون‌درسار هم می‌گیرد.

همان چیزی که او گفته بود اتفاق افتاد. منچستر برای سومین بار قهرمان اروپا شد. بشمار. ۱۹۵۸، ۱۹۹۹ و ۲۰۰۸. سرالکس با این قهرمانی توانست به ۲۹ جام رسمی در زمان مربیگری با شیاطین دست پیدا کند. کاش فیفا اجازه می‌داد منچستر یونایتد با فرگوسن در جام جهانی حضور پیدا کند. منچستر قهرمان و سرالکس افسانه‌ای فقط جام جهانی را کم دارند.  

| لينک ثابت |  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 14:50    |