۲۴ ساعت قبل از بازی ایران و عربستان، نیروی انتظامی در سراسر ایران در حالت آماده باش کامل به سر میبرد. هر چقدر هم که از دایی بیزار باشی ولی نمیتوانی توی این بازی دلت را به باخت او خوش کنی. نبرد ایران و عربستان یک جنگ تمام عیار است. نبردی به اندازهی تاریخ. اینجا پای ایرانی بودنمان در میان است.
روی نیمكت ایران کسی نشسته كه قرار است در اولین قدم در نخستین ماههای عمر مربیگریاش، تیم ملی ایران را به جام جهانی ببرد. سابقه دایی را با میروسلاو بلاژویچ مقایسه كنید یا برانكو و ایویچ، انگار بیش از حد شجاع و جسور شدهایم.
علی دایی لااقل در طول دوران بازیگریاش گربه سیاه عربستانیها بود. از گلزنی در مقدماتی جامهای جهانی ۹۴ امریكا (یک گل) و ۲۰۰۲ كره و ژاپن (۳ گل) تا گلزنی در جام ملتهای آسیای ۹۶ امارات از دایی یک گربه سیاه واقعی برای عربستانیها ساخته است. این بار هم دروازهشان را باز كن. اگر خوش بینانه نگاه كنیم دایی برگ برنده ما می شود. لطفن تا شنبه ۲۳:۴۵ خوش بین باش.
تیم ملی ایران باید در ریاض در ورزشگاه ملک فهد به مصاف عربستان برود. دو فرضیه در مورد شكل و شمایل این ورزشگاه وجود دارد. اول اینكه چیزی است شبیه لانه زنبور اما در حقیقت ملک فهد دقیقن مانند خیمههای عربی است كه در صحرا برپا میشود.
بازی را عربستانیها به ریاض بردهاند. میدانید چرا؟ ملك فهد هیچ وقت برای تیمهای ملی ایران خوش یمن نبوده است. همین كه عربستانیها میتوانند دوباره در ورزشگاهی كه حتا چشم مهندسان امریكایی و ژاپنی را خیره كرده. با ما دیدار كنند، مطمئنن به سود آنها است.
دهه ۸۰ خورشیدی هم انگار برای ما در زمینه دیدار با عربستان دوست داشتنی است. هرچند دهه ۸۰ همه نوع اتفاقی را از صعود تا سقوط و از فرش تا عرش تجربه كردیم اما هرگز به جز یک بازی باشگاهی (سپاهان - الاتحاد) در جده شكستی را نپذیرفتیم.
با تیم بلاژویچ در عربستان پیروز میدان بودیم و سایر نمایندگان باشگاهی كشورمان مقابل عربستانیها همواره یا پیروز بودند یا به تساوی رسیدند. امیدواریم كه همچنان این دهه ۸۰ برای ما خوش یمن بماند. یعنی در ریاض بازنده نباشیم.
نام ناصر الجوهر، به جز مسؤولان فدراسیون فوتبال عربستان و گروهی خاص از بازیكنان این كشور، برای هیچ كس جذاب نیست. پروژههای او درست از زمانی آغاز میشود كه یک مربی شهیر اروپایی و امریكایی با فدراسیون فوتبال عربستان قراردادی امضا میكند.
در زمینه جنگهای روانی، آموختن فحشهایی به زبانهای فارسی، كرهای، ژاپنی و… استاد است و احتمالن بیش از آن كه دنبال آموختن فن و تاكتیک جدیدی باشد، كتابهای لغتنامه كشورهای آسیایی را دست میگیرد و برای بازیكنانش «فحش» یادداشت میكند.
از هر چیزی بگذریم در تیم ملی یک بخش وسوسه انگیز وجود دارد. جایی كه هر چشم و نگاهی را به خودش میدوزد. جواد نكونام، مسعود شجاعی، آندرانیک تیموریان، غلامرضا رضایی، مجتبی جباری، محمد نوری و… اینها عناصر تشكیل دهنده خط میانی هستند كه شاید بتوان به جرأت گفت بهترین خط میانی فوتبال آسیا را میسازند.
حالا اگر به این جمع احسان حاجصفی را هم اضافه كنید، متوجه بالا رفتن وزن خط هافبک تیم ملی میشوید. هرچند كه ابراهیم صادقی (دوست عزیز دایی) كمی از وزن این نقطه قوت تیم میكاهد. آیا با چنین خط هافبكی نمیتوان هر دروازهای را بسته نگاه داشت و به هر دروازهای گل زد.
علی دایی در كنفرانس مطبوعاتیاش در مورد حسین عبدالغنی طی سال های ۹۶ تا ۲۰۰۶ میلادی میگوید: «من هم ۳ سال پیش آقای گل جهان بودم اما الان كه نمیتوانم بازی كنم.» و بعد با اعتماد به نفس بالایی میگوید: «ما در این مملكت ۱۰ تا بهتر از عبدالغنی داریم.»
و حالا ما یاد مصاحبههای مهدی مهدوی كیا میافتیم كه در وصف بازی مقابل عبدالغنی میگفت: «توانایی فردیاش عالی است ولی در طول بازی فحشهایی میدهد كه هر كسی را دیوانه میكند.» امیدواریم حالا كه عبدالغنی، این پیرمرد چپ پا را برگرداندهاند، علی دایی غلامرضا رضایی را در مورد دهان گشاد و كلمات كثیفش به خوبی توجیه كند. بین خودمان باشد عبدالغنی یک حسین كعبی میخواست.
یک لحظه خودتان را جای بازیكنان تیم ملی بگذارید. وارد ورزشگاهی میشوید كه هفتاد هزار دشداشه پوش توسط بلندگوهای پرتابل اصواتی عجیب از خود بیرون میدهند. دیدن همین صحنه یعنی چیزی كه فقط در ملک فهد و استادیومهای شبه جزیره حجاز میتوان دید، برای وحشت و افت فشار كافی است. عربستانیها قبل از اینكه بخواهند در بازی به موفقیتی برسند، سعی میكنند ایران را پیش از بازی شكست دهند. جوانی تیم ایران نگرانیمان را بیشتر میكند.
البته یكی از بزرگترین محاسن تیمی كه دایی ساخته، ناشناخته بودن آن است. آیا ناصرالجوهر میتواند تیم ایران را در كوتاهترین مدت به بازیكنانش معرفی كند. از مهدی مهدویكیا و علی كریمی فوق ستارههای هجومی ایران هیچ خبری نیست. رحمان رضایی هم در قلب خط میانی جایش را به جوانترها داده است. اینكه ما در ابهام و ناشناختگی به مصاف عربستان میرویم، برای ما یک برگ برنده است.
۱۱ سال پیش در چنین روزی ۱۶ شهریور ۱۳۷۶ بازی ایران و عربستان به استادیوم آزادی رفتیم. همان بازی که یک یک شد. ساعت هفت صبح توی آزادی بودیم. بازی دوازده ساعت بعد شروع شد. و کریم باقری تک گل ایران را به ثمر رساند.
تا چه حد آدمی خرافاتی هستید؟ امیدوارم نباشید اما بلاژویچ میگفت در ایران خرافاتیها به حدی هستند كه اگر آنها را پشت سر هم در یک صف طویل قرار دهید، از تهران تا لب رودخانه فرات این صف ادامه خواهد داشت. خرافات میگوید این بازی نوبت ناكامی ایران است. ورزشگاه ملک فهد اولین معادله خرافهها را حل میكند و نوبتهای پیروزی دومی را. به نتایج ایران برابر عربستان دقت كنید: تساوی (تهران سال ۷۶)، شكست (ملک فهد سال ۷۶)، پیروزی (تهران سال ۸۰)، تساوی (جده سال ۸۰) و… حالا؟
این آخری فقط یک یادآوری است. پیرمردی دوست داشتنی كه آمد و خیلی زود رفت. او را همین عربستانیها از ما گرفتند، در حالی كه هرگز برابر عربستان تسلیم نشد. میروسلاو چیرو بلاژویچ مطمئنن بزرگترین نامی بود كه در طول تاریخ مربیگری به ایران آمد. او کرواسی را سوم جام جهانی کرده بود و آمد ایران تا ما را ببرد آن بالاها.
یادمان هست پیش از بازی با عربستان در اولین دیدار برای صعود به جام جهانی مقابل خبرنگاران نشست و گفت: «ما عربستان را در تهران له می كنیم.» و در تهران به پیروزی دو - صفر رسید. شور ورزی بلاژویچ بعد از این همه سال به وجدمان میآورد. كاش وقتی میرفت، شجاعت و جسارت و صداقت خود را در ایران برای مربیان ما جا می گذاشت. بازی با عربستان فرصت خوبی بود تا به یادت بیفتیم.