صورتش رنگ پریده بود. داشت مثل بید میلرزید. گفت: توی میدان محسنی گشت ارشاد نیروی انتظامی به جرم اینکه گردنبدش معلوم است بهش گیر داده و مجبورش کردن سوار هایس شود. چند تا دختر دیگر را هم به جرم بدحجابی سوار میکنند. بعد ماشین به مقصد وزرا به حرکت میافتد. وسط راه یک مامور نیروی انتظامی با لباس فرم با زبان بیزبانی درخواست نفری ۳۰ هزار تومان میکند تا دخترها را آزاد کنند. سارا که گردنبندش معلوم بود با دادن ۳۰ هزار تومان سر خیابان گاندی از ماشین هایس گشت ارشاد پیاده میشود.
توی بهت هستم که مهرنوش با کیف دستیاش محکم میکوبد توی سینهام و میگوید: این همون عدالتی است که ازش دفاع میکنی؟ این چه عدالتیه که دختر مردم به زور سوار ماشین میکنند تا تیغش بزنند؟
| لينک ثابت | شنبه ششم مرداد 1386ساعت 13:2 
|

