یک کافه خیلی جدید کشف کردیم. بعد از مدتها تعطیلی کافه تیتر افسانهای که دربدر خیلی از پاتوقها بودیم بالاخره به حول و قوه الهی امشب به یک پاتوق شیک، دنج، دست نخورده و باکره دست یافتیم. من و یکی از ابرقدرتهای وب و وبلاگستان یکهو بدون هیچ هماهنگی قبلی بعد از کافهنشینی در کافه حمام سر از کافه مخفی درآوردیم.
با این کشف جدید دارم خیلی خیلی حال میکنم. یک دلیلاش این است که دیگر مجبور نیستم بانوی سیاهپوش کافه ناین و صورتهای پشت گریم و ماسکه شدهی کافه ستاره و کافه حمام را ببینم. جای اهالی کوفه و شام که خودشان را از شهرک غرب به قرار عصرانه امروز نرساندند خالی. حتمن رفته بودند گلستان از برندهای معروف خرید کنند ((=
وقتی برای اولین بار وارد کافه مخفی میشوید بوی چوب دکوراسیون شما را تحت تاثیر قرار میدهد. فضایی که در آن شمعها در شعمدانهای مخصوصی به دیوار آویزان هستند و شما را به یاد دوران گوتیک میاندازند، فقط باید یکبار آن مود را تجربه کنید تا دیگر کافه مخفی به یکی از پاتوقهای مخصوص شما تبدیل شود.
اگر قصد داريد با دافهای فمینیست جهانخوار یا دخترهای میلیون دلاری ساکن تهران یک روز عصر بعد از دیدن تئاتری در تئاتر شهر به فضایی فانتاستیک برويد که پيش از اين با کیس دیگری نرفته باشند، کافه مخفی شدیدن پیشنهاد میشود.
پانوشت:
:: لیموناد مخصوص کافه مخفی را به یاد حمیدرضا گردبادی نوش جان کنید. نازدورویا.
| لينک ثابت | چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 0:43 





