امشب بعد از مدتها
وقتی روی پرده سینما فرهنگ دیدمت
ریمل پشت پلکات
سایه پشت چشمات
سیاه بود مثل رنگ موهات و شعرات
از تیغ به تیر رسیدی دختر
برای همینه که تیغ انداختی گردنت
گوله مزش بیشتره
بدن اثیریت هنوزم اثیره
تو هیچ وقت اسیر کسی نشدی
همینه که اثیریت میکنه
میگم تو به زندگی و مرگ همزمان رودست میزنی
صبر کن، خاکم اسیر خودت میکنی
امشب روی پرده سینما
همان اثیری اسیر نشده بودی
میبینی ما حالمان خوش نیست
ما طبیعی نیستیم
ما عاشق هم نيستيم، ما معتاد هم هستيم
امشب روی پرده
موهای تراشیدهی سرت میگفت: خودتی
چشمای خمارت میگفت: خودتی
پاهات. لعنتی. پاهات هم میگفت: خودتی
راه رفتن تو نفس از آدم میگیرد
امشب وقتی دیدمت یاد پرلاشز افتادم
یاد متروی سانژقمن، یاد کوچه شامپوینه
ساختمان مکرر، پلاک ۳۴
تو خود جنسی، اصل جنس
تو قیمت نداری، بیقیمتی
تو یک کبریت روشنی
که برای به آتش کشیدن یک دریا بنزین کافی هستی
وقتی روی پرده سینما فرهنگ دیدمت
ریمل پشت پلکات
سایه پشت چشمات
سیاه بود مثل رنگ موهات و شعرات
از تیغ به تیر رسیدی دختر
برای همینه که تیغ انداختی گردنت
گوله مزش بیشتره
بدن اثیریت هنوزم اثیره
تو هیچ وقت اسیر کسی نشدی
همینه که اثیریت میکنه
میگم تو به زندگی و مرگ همزمان رودست میزنی
صبر کن، خاکم اسیر خودت میکنی
امشب روی پرده سینما
همان اثیری اسیر نشده بودی
میبینی ما حالمان خوش نیست
ما طبیعی نیستیم
ما عاشق هم نيستيم، ما معتاد هم هستيم
امشب روی پرده
موهای تراشیدهی سرت میگفت: خودتی
چشمای خمارت میگفت: خودتی
پاهات. لعنتی. پاهات هم میگفت: خودتی
راه رفتن تو نفس از آدم میگیرد
امشب وقتی دیدمت یاد پرلاشز افتادم
یاد متروی سانژقمن، یاد کوچه شامپوینه
ساختمان مکرر، پلاک ۳۴
تو خود جنسی، اصل جنس
تو قیمت نداری، بیقیمتی
تو یک کبریت روشنی
که برای به آتش کشیدن یک دریا بنزین کافی هستی
| لينک ثابت | جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 2:30 


