تبليغاتX
گردباد - چیزی که اینجا اتفاق افتاده غرب وحشی بوده

گردباد

حمیدرضا علاقه‌بند

جایی برای پیرمردها نیست No Country For Old Man یکی از آن فیلمهایی است که تا به حال شبیهه‌شان را جایی ندیده‌اید. آنقدر که هنوز هیچ چیز نشده در نوع خود کلاسیک به حساب می‌آید. جدیدترین فیلم برادران کوئن وسترنی هست که وسترن نیست، فیلم جنایی است که جنایی نیست، تریلری که تریلر نیست و کمدی که کمدی نیست و این همان چیزی است که ما از یک سینمای ناب انتظار داریم.

جایی برای پیرمردها نیست No Country For Old Man

همه‌ی داستانها در طول تاریخ حداقل برای یکبار هم تعریف شده ولی داستانگوی خوب کسی است که بتواند داستان قدیمی را یکبار دیگر بدون اینکه بتوانی حدس بزنی چه اتفاقی آن آخرها می‌افتد برایت تعریف کند. اصل سینما بر غافلگیری استوار است. وقتی یک فیلم بد به حساب می‌آید که بشود خیلی راحت صحنه‌ی بعدی‌اش را حدس زد.

جایی برای پیرمردها نیست را اصلن نمی‌توانید حدس بزنید که قرار است چه اتفاقی در آن بیفتد. برادران کوئن قصه‌گوهای خوبی هستند. اعضای آکادمی باز ما را غافلگیر کردند و اینبار چه غافلگیری شیرینی. در شب هشتادمین سال اسکار در بورلی هیلز، میان آن همه چیز که از آن بوی هالیوود بلند می‌شد چه صحنه‌ای زیباتر و ماندگارتر از زمانی که مارتی اسکورسیزی، اسکار را به اخوان کوئن داد؟

اصلن توقع نداشتم جدیدترن فیلم برادران کوئن چهار بار بر روی صحنه اسکار حاضر شود و آن مجسمه چهارکیلویی را در دست بگیرد. از بس بروبکس آکادمی به سوگولی‌هایشان جایزه داده‌اند. آن سال که شیکاگو برنده شد را یادتان هست؟ پولانسکی با پیاسنیت را چطور؟ 

ولی انگار اینبار فرق می‌کرد. جایی برای پیرمردها نیست در هشت رشته نامزد دريافت جايزه بود، موفق شد با دريافت ۴ جايزه در رشته‌های بهترين فيلم، بهترين کارگردانی، بهترين فيلمنامه اقتباسی و بهترين بازيگر نقش دوم (برای خاوير باردم) فيلم‌های مهمی چون خونی به پا می شود اثر درخشان پل تامس آندرسن و تاوان ساخته جو رايت را شکست دهد.

خاویر باردم با آن موی بلند سیاهی که روی شانه‌هایش ریخته و با آن چهره‌ی خشن و بی‌رحم، به این زودی‌ها از خاطره‌ها پاک نمی‌شود. باردم موفق شده است یکی از خبیث‌ترین و در عین حال باورپذیرترین آدم بدهای سینمایی را تجسم بخشد. بازی شیر یا خط باردم برای زنده ماندن یا کشتن آدمها قلب و روحتان را آزار می‌دهد. یکبار آن پیرمرد فروشنده شیر را انتخاب می‌کند و جانش را نجات می‌دهد ولی به نظر شما آن دختر در پایان فیلم شانش بهش رو می‌کند یا نه؟

آخرین فیلم اخوان کوئن برداشتی از کتاب کورمک مک کارتی است. لوکشین‌های فیلم  به نوعی انتزاع منحصر به فرد در مبانی ضد ژانر دست یافته‌اند و این کار همیشگی آنهاست. مناظر جاده‌ای، دشت‌های وسیع، هتل‌ها، متل‌ها و مکان‌های دور افتاده با چاشنی نوع تکلم کاراکترها و مرز امریکا و مکزیک. در این فیلم جزییات از اهمییت بالایی برخوردارند چون می‌توانید با دیدنشان لذت ببرید. راستی کورمک مک کارتی نویسنده‌ای که بسیاری از سینماگران آثارش را غیر قابل اقتباس نامیده‌اند و اینجا هنر برادران کوئن بیشتر رخ می‌نامید.

انتظار یک فیلم عادی از برادران کوئن انتظار بیجایی است. کوئن‌ها جستجوگر حیطه‌ها و مرزهای تازه در ژانرهای سینمایی‌اند. آنها استاد وارونه کردن ژانر و به حیرت انداختن تماشاگران هستند. هر صحنه از فیلم تازه کوئن‌ها با چنان ظرافت و دقتی ساخته شده که تماشاگر دوست دارد این صحنه‌ها ادامه پیدا کند و با این حال هر صحنه چنان قدرت کشش حسی را برای رفتن به صحنه بعد ایجاد می کند که نمی‌توان از دایره‌ی نفوذ آن در امان ماند. وسط آن دشت و کویر فیلم چند بار به نیویورک سر می‌زند. با مزه اینجا است شما نیویورک را از یک زوایه‌ای که تا به حا آن را ندیده‌ایم به ما نشان می‌دهد. گفتم که اخوان کوئن حسابی غافلگیرمان می‌کنند.

فیلم جای برای پیرمردها نیست در مجموع سه کاراکتر اصلی دارد. آنتون شیگور (خاویر باردم) قاتل بی‌رحمی که حتی در موقعی که تحت بازداشت پلیس است و به دستانش دستبند زده‌اند نیز خطرناک است. شیگور در دشت‌های تگزاس پرسه می‌زند و هر کسی را که سر راهش ببیند از بین می‌برد. مگر اینکه طرف آنقدر خوش شانس باشد که در بازی شیر یا خط برنده شود. لولین ماس (جاش برولین) یک جوشکار سابق است که همراه همسرش (کلی مک دانلد)در یک خانه کاروانی زندگی می‌کند.

این مرد بیچاره یک روز هنگام شکار تصادفن با صحنه عجیبی روبرو می شود. جنازه‌های سوراخ سوراخ شده و بسته‌های هروئین گویای آن است که این افراد موقع انجام معامله مواد مخدر با هم اختلاف پیدا کرده و یکدیگر را کشته‌اند. ماس حدس می‌زند که پولها نیز باید جایی در همین نزدیکی‌ها باشد. حدس او درست است. او موفق می‌شود دو میلیون دلار پول را که داخل کیفی قرار دارد پیدا کند. ماس پول ها را بر می‌دارد و فرار می‌کند. شخصیت سوم قص، کلانتر تام بل (تامی لی جونز) نام دارد.

شیگور در تلاش است تا ماس را پیدا کرده و پول‌ها را از او بگیرد. کلانتر جدای از اینکه کشت و کشتار قاچاقچیان در حوزه‌ی تحت مسئولیت او رخ داده در صدد است که با یافتن و دستگیری شیگور جلوی جنایت های بعدی او را بگیرد. کسان دیگری نیز در قصه حضور دارند. کارسون ولز (وودی هارلسون) که یک جایزه بگیر مغرور است، تاجری (استیون روت) که کارسون را استخدام کرده و مجموعه‌ای از کارمندان هتل‌ها و فروشگاههایی که بدبختانه سر راه شیگور ظاهر و کشته می‌شوند.

جایی برای پیرمردها نیست مانند فارگو فیلم نوآر برادران کوئن عناصری از ژانر هیجان انگیز و جنایی را دارد. این فیلم مشاهده‌گر دقیق احساسات انسانی در مواجهه‌ی فرد با موجود دیوصفت، بی‌رحم و فوق‌العاده خشن است. احساساتی که در مواجهه با بی‌عدالتی و زورگویی‌ها خودنمایی می‌کند. به همه اینها فیلبمرداری چشم‌نواز راجر دیکنز، تدوین قابل تحسین برادران کوئن و موسیقی زیبای کارتر برول را اضافه کنید. نتیجه‌ی کار تکان دهنده، منحصر به فرد و زیباست.

| لينک ثابت |  شنبه سوم فروردین 1387ساعت 1:20    |