پایینتر از خیابان انقلاب وقتی به خیابان جمهوری وارد میشوری نرسیده به سه راه شاه بین ابوریحان و فلسطین (باور کنید کد سیاسی ندادم آدرسش همین است.) طبقه دوم سینما نیاگارا کافهای هست به نام آنتراکت.

کافه آنتراکت با مدیریت لیلا حاتمی بهمراه همسرش علی مصفا یکی از متفاوتترین کافههایی است که تا به حال رفتهاید. پلهها که به طبقه دوم میپیچد با چیدمان غریبی از مبلهای خانگی و میز و صندلیهای لهستانی مواجه میشوید که به وسیله چند آباژور و دیوارکوب کمسو نورپردازی شدهاند و با صمیمیتی مرموز خوشامدتان را میگویند.
دیوارها با تابلوهای نقاشی و عکس با ابعاد متنوع تزیین شدهاند. پنجرهای به پشتبام خاکستری ساختمان کناری و بوی نای پشتبامهای قدیم گشوده و دورتر لایتباکسهایی از عکس فیلمهای سلطان صاحبقران، کمالالملک و سوتهدلان در دل چوبی بار کافه حال و هوای سینمای چند دهه قبل را به یادت میآورند. آن روزها که علی حاتمی با سلولویید جادو میکرد.
از صبحانهی ۸۰۰۰ تومانی آنتراکت تا اسپرسویی که امکان ندارد لنگهاش را جایی دیگر دیده باشید. تنوع غذایی سیاست مدیران کافه انتراکت است تا جایی که میشود همه چیز ساده و متنوع باشد. قهوهها به چند نوع اسپرسو، فرانسه و ترک محدود میشود که در این کافه میتوانید قبض و بسط تئوریک قهوه ترک را مشاهده کنید. . چون این قهوه هم عربی است و هم ارمنی و یونانی و ترک.
قهوهها در کافه انتراکت اسمهای جالبی دارند. مثل قهوه قجری و ماه منیر. چایها متنوعند. همان چای سیاه که همه میخورند به اضافه چایهایی که حالا در کشور ما مرسوم نیستند و یک زمانی بودهاند مثل بابونه، ورون، بهلیمو و چای هندی.
ساختمان بتن آرمه سینما جمهوری (نیاگارا سابق) را مهندسی هندی در حوالی سالهای ۴۰ بنا کرد که بعدها مالکانش، زندهیاد علی حاتمی و شادروان فردین، آن را در رده سینماهای ممتاز قرار دادند. پیش از این سینما تنها یک سالن پخش فیلم داشت که شامل سالن طبقه همکف و بالکن طبقه دوم میشد و در حال حاضر با تفکیک این دو طبقه، بالکن سینما به سالنی مستقل تبدیل گشته و کافه آنتراکت در راهروی سالن طبقه دوم واقع شده است.
اینجا همه چیز رنگ و بوی سینما دارد. بوی خوش قهوه تازه ساییده در هواست. در سهکنج دیوار، پنجره کوچکی تعبیه شده که از پشت آن میتوانی پرده سالن سینما را دزدکی دید بزنی. کتابخانهای از کتابها و مجلات سینمایی آنطرفتر در دسترس است. این فضای صمیمی با اسباب و اثاثیه متنوع در محیط یک سینما از مشاهده لیلا حاتمی از کافهای در شهری قدیمی روم در ایتالیا برداشت شده است.
به کافه آنتراکت که میروی احساس میکنی وارد منزل دوستی شدی. در واقع این ایده که میز و صندلیها یکشکل نباشد را لیلا برای اولینبار در کافهای در روم پیش پای خدایگان المپ دیده است. آنتراکت یک کافی شاپ نیست. یک کافه است. یک روز فرق این دو را خواهم نوشت.
برای دیدار دوستانتان جاهایی را در نظر بگیرید تا همیشه در قاب ذهنتان ماندگار شود. کافه آنتراکت جایی است که میتواند لحظات دوستیتان را با طعم قهوه و سینما به خاطر بسپارید و سالها بعد با یادآوریشان دلتان را تنگ کنید آنقدر که دلتان یهو بگیرد و بخواهید سیگاری دود کنید و در آن گم شوید. مثل خود سینما. آدمی صندلی سالن مرگ خودش است.


