یک روز رابرت آلتمن تصمیم میگیرد فیلمی بر اساس قصهای از ریموند کارور، نویسنده مینی مالیست آمریکایی بسازد و از تام ویتس هم دعوت میکند تا در این فیلم نقش اول را بازی کند. راههای میان بر (shortcuts) حاصل این تیم ورک سه نفره است.
ریموند كارور، رابرت آلتمن و تام ویتس. هر کدام از این سه نفر برای به آتش کشیدن یک تیمارستان خصوصی کافی هستند. چه اسمهای بزرگ و با عظمتی. غولهای ادبیات، سینما و موسیقی. وقتی این سه نفر در جایی با هم حضور داشته باشند انگار زرادخانهی هستهای چرنوبیل هستند. سوپرمن، بت من و اسپایدر من. بسیاری از هنرمندان سعی میکنند نامتعارف و منحصربهفرد باشند، اتفاقی كه برای این سه غول بصورت طبیعی رخ داده است.
راههای میان بر داستان زندگی چند زوج لس آنجلسی را در طول چند روز به یکدیگر پیوند میزند، این فیلم یکی از فیلم های محبوب منتقدان بوده است و در برخی از نظرخواهیها، منتقدان از آن به عنوان یکی ازپنج فیلم برجسته تاریخ سینما یاد کردهاند.
کوئنتین تارانتینو در فیلمهایش به خصوص شیوه روایتش به شدت از راههای میان بر رابرت آلتمن تاثیر گرفته است. البته تاثیر فیلم کیلینگ ساخته استنلی کوبریک را هم نباید فراموش کنیم. شیوه خرد کردن سکانسها که تارانتینو بدجوری به آن علاقه دارد از این دو فیلم میآید.
اما آنچه رابرت آلتمن را از کارگردانان امروزی و هم نسلش جدا میکرد، سبک مشخص و متمایزی بود که او را بدل به کارگردانی مولف کرده بود. واژه آلتمنی (Altmanesque) واژهای آشنا برای سینما دوستان است و هر وقت که او مثلن با ساخت گاسفورد پارک، نشویل، لباس حاضری و راههای میان بر قواعد خودنوشته خودش را درست اجرا میکرد منتقدان خوشحال میشدند که باز هم یک فیلم آلتمنی درست و حسابی ساخته شده است.
شاید بتوان ویژگیهای آثار او را استفاده از گروه پرشمار بازیگران، روایات متقاطع، نگاه بدبینانه به فرهنگ امریکای امروزی، استفادههای زیاد از عدسی زوم و نیز حرکات نرم دوربین دائمن متحرک دانست و بر این اساس بیراه نخواهد بود اگر بگوییم بسیاری از آثار موفق سالهای اخیر با یا بدون واسطه وامدار آلتمن بودهاند. پل تامس اندرسون، کوئنتین تارانتینو، استیون سودربرگ، دیوید فینچر و... . سینمایشان به شدت تحت تاثیر راههای میان بر رابرت آلتمن است.
غیر از اینها یکی از مهمترین شاخصههای منش فیلمسازی رابرت آلتمن تاکید فراوان روی بداهه بود. او تکیه اندکی به سناریو داشت و آزادی زیادی به بازیگرانش میداد. دیالوگ گفتنهای همزمان و بسیار جذاب بازیگران در آثار او یکی از همان المانهای آلتمنی است. علاقه فراوان آلتمن به بازیگرانش و بالعکس چیزی نیست که بر کسی پوشیده باشد.
هالیوود به شدت از رابرت آلتمن متنفر بود برای همین هیچ وقت به او اسکار نداد. رابرت آلتمن برای کارگردانی فیلمهای مش 1971، نشویل 1976، بازیگر 1993، راههای میانبر 1994 و گاسفورد پارک 2002 نامزد اسکار بهترين كارگردان بود. دو فیلم نشویل و گاسفورد پارک همزمان نامزد دریافت اسکار بهترین فیلم در سال 2002 شد ولی هیچگاه اسکاری به رابرت آلتمن تعلق نگرفت.
دیدگاههای رادیکال آلتمن و نیش و کنایههای آشکارش به هالیوود سبب شد که مافیای بورلی هیلز چندان روی خوشی به وی نشان ندهند و برخی از سینمایینویسان از آلتمن به عنوان تبعیدی یاد کردند.
آلتمن در واکنش به این عنوان میگوید که اگر چه هالیوود هیچگاه وی را تاب نیاورده است ولی او همیشه در یک گوشه کار خودش را میکرده است. شانزده سال پیش در گفتگویی با بی بی سی گفت که نه هالیوود از او خوشش میآمده و نه او از هالیوود، بنابراین هیچگاه زیر بار تولید فیلمهایی که هالیوود دوست داشته نرفته است.
اما سرانجام هالیوود، اسکار یک عمر فعالیت سینمایی خود را در سال 2006 به وی تقدیم کرد. وی هنگامی که برای دریافت این جایزه بر روی صحنه رفت، گفت: عشق به فیلمسازی در من بینشی دگرگونه به جهان و بشریت بخشیده است. رابرت آلتمن یکی از آخرین کرگدنهای بزرگ سینما بود.


