كدام بچه خوشبخت موفق میشود از كارخانه شكلات سازی ونكا دیدن كند؟ همان كارخانهای كه همچون سرزمینی اسرارآمیز است و نه تنها بچهها كه حتا بزرگترها هم دوست دارند راز آن را كشف كنند. سالهاست كه درهای اين كارخانه بسته مانده است و هیچ كس در آن رفت و آمد نمیكند. پس چه كسانی آن همه شكلات، آدامس و شیرینیهای رنگارنگ و خوشمزه را تولید میكنند به بازار میفرستند؟
چارلی هم یکی از بچههایی است كه آرزو دارد یک نوار طلایی رنگ به دست آورد و از كارخانه دیدن كند. اما آیا او موفق میشود؟ آیا میتواند با فقری كه خانواده با آن گرفتار است بيش از یک بسته شكلات بخرد و شانس بیشتری بیابد؟
كارخانه وانكا به مردی به اسم ویلی وانكا تعلق دارد، بزرگترین مبتكر ساخت شكلات كه دنیا تا امروز به خودش دیده است. اگر بدانید این كارخانه چه جای عظیم و حیرت انگیزی است، آدامسهایش را هر چقدر بجوید طعم مزه شان تغییر نمیکند و بستنیهایش در تابستان زیر نور خورشید هم آب نمیشود.
آنجا چندین دروازه آهنی خیلی بزرگ دارد و دور تا دورش را یک دیوار خیلی بلند گرفته است. از دودكشهایش دود بیرون میزند و از داخل ساختمانش صدای وز وز عجیبی شنیده میشود و تا یک كیلومتری كارخانه، فضای سرشار از بوی مغذی، سنگین و سرگیجهآور شكلات مذاب به مشام میرسد.
چارلی و كارخانه شكلات سازی یکی از شگفت انگیزترین آثار حوزه ادبیات كودک و نوجوان در قرن بیستم است كه براساس آن دو فيلم بلند سینمایی، چند انیمیشن و یک سريال خسته كننده تلویزیونی ساخته شده است. فیلم دوم كه در قرن بیست و یكم ساخته شد نسبت به فیلم نخست كه در اواخر قرن بیستم ساخته شد دارای امتیازات فراوانی است.
بازی جانی دپ در نقش وانكا كاملن زنده كننده این شخصیت بر پرده سينماست. در حالی كه در فیلم نخست وانكا بیشتر شبیه یک تارزان مبادی آداب با كلاه سیلندری به نظر میرسيد. جلوههای كامپیوتری فیلم دوم جانی تازه به اثر رولد دال بخشیده در حالی كه در فیلم نخست، تخيل زنده درون كارخانه با دكورهای ناشیانه و بیشتر شبیه به دكورهای ارزان قیمت كمدیهای سبک نظیر سه كله پوک یا چیچو و فرانیكو تصویر شده بود.
یکی از شگفتیهای تاریخ سینما یعنی عالیجناب تیم برتون عزیزم كارگردانی فیلم دوم را برعهده دارد و شخصیت وانكا را با کاراکتر مشهور انیمیشن خمیری كابوس شب كریسمس ساخته خودش در آمیخته تا به روح اثر رولد دال نزدیکتر شود.
فیلم نخست تنها روایت خطی زمان را پی گرفته بود و در نهایت چيزی جز رونویسی سادهانگارانه رمان نبود، در حالی كه فیلم برتون کبیر پر از استعارههاي بزرگسالانه در عین روایت كودكانه است كه اثر را برای هر دو گروه سنی جذاب میكند.
استفاده خلاقانه عالیجناب برتون از موسیقی برای نشان دادن طبایع انسانی، فرم روایی تازهای به اثر بخشیده كه با نگاهی دقیقتر، فیلم را به روایت تاریخ موسیقی قرن بیستم بدل كرده است، چیزی كه حتا به ذهن سازنده فیلم نخست هم نرسیده بود.
عالیجناب تیم برتون در نگاهی دوباره به این اثر رولد دال، همچون رویكرد تارکوفسکی در اقتباس سینمایی از رمان ایوان ایلیچ كه با نام كودكي ایوان آن را میشناسيم، به رویاهای وانكا متوسل شد و خاطرات او را به بخشی از روایت خود بدل كرد.
سرانجام دروازههای كارخانه مشهور آقای ویلی وانكا به روی پنج كودک باز میشود. برندگان عبارتند از: آگوستوس گلوپ- پسر چاق و چلهای كه هرچه دم دستش باشد یا گیرش بیاید، میخورد. وروكا سالت- بچه لوس و ننری كه پدر و مادرش را به هر كاری كه بخواهد، وا میدارد.
ویولت بورگارد- یک آدامسخوار حرفهای و وراج كه سریعترین آروارهها و كندترين ذهنها را دارد. مایک تی وی- يك دیوانه تلویزیون. و قهرمان ما چارلی باكت- پسری مهربان، دوست داشتنی، شجاع و درستكار، حاضر و آماده برای هيجانانگيزترين موقعیت زندگی خود.
در فیلم چارلی و کارخانه شکلات سازی، عالیجناب تیم برتون با دسته بندی بچههای جهان، آدمها، به این پنج گروه (پولدارهای بیغم، شكمبارهها، بيكارهها، عاشقان سینه چاک تلویزیون و اخلاقگراهای طبقات پایین جامعه) به گزارهای اخلاقی در فیلم خود دست میيابد.
تیم برتون کبیر در این اثر به سراغ كهنترين الگوی روایت یعنی تمثیلها میرود و داستانی تمثیلی را در بافتی فانتزی و با امكانات یک داستان واقعگرا به تصویر میكشد. بیدليل نیست كه این فیلم از محبوبترين فیلمهای پست مدرنها بوده است چرا كه چنین ساختاری در واقع همان ساختار آرمانی پسا ساختارگراها در عرصه روایت است.

