هـدف از نوشتن اين مطلب فقط يک هشدار است هشدار نسبت به وجود مافيايی مخوف در وبلاگستان که هر روز دايره فعاليتاش را گستردهتر میکند و خواهان ايجاد فضايی تک قطبی و بدون مخالف در وبلاگستان فارسی است. موفقيت يا عدم موفقيت اينان وابسته به ماست که چگونه در مقابل رفتارهایشان عکس العمل نشان میدهيم.
مافيای وبلاگستان را چند گروه مختلف با عقايد مختلف تشکيل میدهند. مافیایی كه برخلاف معمول یک گروه واحد نیست، این مافیا شش سال پیش اولین بار به عدهای از وبلاگنویسانی اطلاق شد که وبلاگ نوشتن را از حسین درخشان یاد گرفتند.
هنوز یادمان نرفته دعوتهای سازمان ملی جوانان دولت خاتمی را که از عدهای به خصوصی وبلاگنویس سوگلی دعوت میکردند تا به عنوان نماینده کل وبلاگ نویسان ايران مسائلی را در جلسات مطرح كنند.
ولی حالا بعد از گذشت شش سال گروه اولیه در مقابل پدرخوانده قرار گرفتهاند تا آنجا که در صدد حذف هودر از وبلاگستان بر آمدهاند. ولی دشمن خیال باطل دارد. دود هنوز از کنده بلند میشود و این قصه سر دراز دارد.
اعضای مافیا خیلی دوست دارند مافیای وبلاگستان را انکار کنند. آنها همیشه در مصاحبهها و نوشتههایشان جملهی بسیار معروفی را میگویند: "من هیچ نشانی از مافیا در وبلاگستان نمیبینم." و آنرا به فوبیا و توهم توطئه ربط میدهند. ولی همین توهم توطئه خواندن مافیای وبلاگستان خودش توطئه است. مافیای وبلاگستان فارسی وجود دارد و هر کسی آنرا انکار کند خودش عضوی از آن است.
مافیای وبلاگستان با ژست روشنفکری همیشه روزنامه کیهان را متهم به رادیکال بودن میکند ولی خود این افراد صدها برابر بدتر از کیهان با مخالفان فکریشان رفتار کردهاند. هنوز یادمان نرفته چگونه آن دختر فلوریدا نشین هودر را تهدید به قتل کرد. یا آن یکی دختر اونتاریو نشین او را لایق اشد مجازات دانست و ابراهیم نبوی هم از بروکسل وی را تهدید به حذف فیزیکی کرد.
دن کورلئونه در فیلم پدرخوانده به فرزندانش وصیت کرد هیچ وقت سمت دو نوع تجارت نروند: تجارت زن و تجارت موادمخدر. اختلافشان هم با تاتارگیا و بقیهی خانوادهها فقط بر سر همین نگاه بود. مافیای دنکورلئونه و مافیای تاتارگیا خیلی با هم فرق دارند. استفاده از عکس دن کورلئونه برای این پست اظهار ارادتِ صمیمانهای به ایشان و مرامشان است.





