تبليغاتX
گردباد - Lunch On a Skyscraper

گردباد

حمیدرضا علاقه‌بند

یکی از نوستالژی‌های من این است که چرا در این عکس حضور ندارم. اسم عکس تیتر همین پست است که در سال ۱۹۳۲ در نیویورک گرفته شده است. اسم عکاس را نمی‌دانم فقط این را می‌دانم که یکی از سه عکس عمر من است. تا حالا به آن خوب دقت کرده‌اید؟

Lunch On a Skyscraper / NY 1932

سمت چپ تصویر را ببینید، مردی دارد سیگار بغل‌دستی‌اش را روشن می‌کند. تعداد افراد حاضر در این عکس شمرده‌اید؟ رازهای زیادی دارد فقط باید بهش خیره شوید. بگذارید روح‌تان را با خودش ببرد. با شما خیلی حرف دارد که بزند. با من که سالهاست دارد سخن می‌گوید. هر وقت حالم از این زندگی روتین بدون هیجان بهم می‌خورد به تماشایش می‌روم.

هیچ وقت هم از نگاه کردن به آن سیر نشده‌ام. انرژی کهکشانی در این تصویر نهفته است. نمی‌دانم چیست؟ این ندانستن هم بر روی همه‌ی آن چیزها که ندانستیم. به انسان‌هایش نگاه کنید. همه شاد هستند و دارند با هم گپ می‌زنند. اولین نفر از سمت راست به دوربین خیره شده است. شما هم به آنها خیره شوید. هنوز کدها و رمزهایی هست که بتوانید پیدایش کنید.

این عکس دقیقن نقطه‌ی مقابل زندگی روتین بدون هیجان است. بهتر هست که بگویم: این عکس سرشار از هیجان است. با دیدنش احساس شناوری در فضایی اثیری می‌کنم. از آن رایحه‌ای رمزآلود و پرهیجان به مشام می‌رسد. احساس خنکی دلچسب.

به نظر من عکاس این عکس آدم خوشبختی نیست. چون در جایی خارج از این مکان اساطیری ایستاده یا نشسته و این عکس را گرفته است. من دوست دارم توی عکس بین آنها نشسته باشم. اگر با این تصویر ارتباط برقرار کردید خودتان را به جای یکی از آنها تصور کنید. این عکس دست از سر شما برنخواهد داشت. تا آخر عمر نمی‌توانید فراموشش کنید. بارها و بارها تشنه‌ی دیدنش می‌شوید و هیچ وقت سیراب نخواهید شد.

| لينک ثابت |  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 0:30    |