باید برگردیم عقب، سینماییها بهش میگویند: فلاش بک، آن روز که سخنرانی حاج احمد آقا در هفته نامه امید جوان چاپ شد. بچهها افتاده بودند به جان استنسیل دبیرستان، چقدر کپی گرفتند از متن سخنرانی ایشان دم در، توی مدرسه وایساده بودند هر کی رد میشد یکی بهش رد میکردند. بعد، چند روز بد خبر رسید که حاج احمد آقا رفت، کشتنش. کسی جرات نکرد حرف بزند، روزه سکوت گرفتند و فقط متن سخنرانی ایشان را استنسیل میکردند و رد میکردند. اگر آن روز از مرگ ایشان رد نشده بودیم. امروز قیصریه را آتش نمیزدند و پیراهن عثمان را توی صورتمان نمیگرفتند. انگار قسمت است قضای سکوت دیروز را بعد از سالها بالاخره بجا بیاوریم. یا حق.

سرنوشت ما پیروزی است.
ای کسانیکه که به هواداری دولت کودتا و فرقه ضاله مصباحیه برای پاره شدن تمثال مبارک خمینی کبیر گریبان میدرید، آن روز که فرزند او را به جرم دفاع از حقوق مردم کشتند و خونش را بر زمین ریختند، چرا کفن نپوشیدید و به اسم توهین به عقل و اسلام و راه خمینی، به شعارگوییهای تند و پرتنش نپرداختید؟





