امروز برای کاری رفته بودم باغ شاطر، موقع برگشت، دیدم که یه بنده اهل حق گوشه خیابان نشسته و دارد سنتور میزند. یاد علی سنتوری خودمان افتادم، ناخود، آگاه شروع کردم سنگ صبور را خواندن. چند ثانیه بعد از این اتفاق، سوار تاکسی شدم که بیام دفتر روزنامه. راننده که سوئیچ را چرخوند و ماشین روشن شد، صدایی از ضبط بلند شد که در میان ناباوری دیدم که بله... آهنگ سنگ صبور محسن چاوشیه. ولی این آخر کار نبود. آهنگ از روی خود فیلم ضبط شده بود و وسط آهنگ، صدای بهرام رادان را میشنیدیم که میگفت: "از وقتی هانیه، همسرم، منو ول کرده... ." نگو آهنگ نبود، یک اهل حقی برداشته کل صدای فیلم علی سنتوری ضبط کرده بود. موقع غروب آفتاب بود. آسمان سرخ شده بود و چراغها داشتن روشن شده بودند. من تو ماشین نشسته بودم و داشتم به این متروپلیسی که هر روز داریم توش راه میرویم، تنهایی قدم میزنیم، حرف میزنیم و زندگی میکنیم فکر میکردم و به این که چه زندگی عجیبی است.
| لينک ثابت | یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 3:13 
|





