تبليغاتX
گردباد - نسل آتاری چقدر خودش است

گردباد

حمیدرضا علاقه‌بند

حالا که خیلی‌ها انتخاب‌هایشان را کرده‌اند، بازی سینمایی دهه اخیر نیمه‌اش را رد کرد می‌شود گفت بعضی‌ها لیست‌شان واقعن تک است. واقعن چند تا لیست دیدید که فیلمی از مایکل مان، برادران واچوفسکی و برایان دی‌پالما در آن باشد؟ از رومن پولانسکی، جیمز منگولد و کریستوفور نولان چطور؟ آلخاندرو آمنابار، اخوان کوئن و کوئنتین تارانتینو چی؟ همین ممنتو و آن جمله جنجالی که باعث شد بعضی از رفقا یادشان بیفتد اسمش را وارد لیست‌هایشان کنند کافی بود تا بگذاریم اسم یک چند تا فیلم دیگر نیاوریم ببینیم کسی یادش هست؟

حتا یکی از فیلم‌ها را که به شدت دوستش دارم و هیچ جوره نمی‌شود ازش گذشت، اگر اسمش را بیاوریم، شما هم با من هم عقیده خواهید بود، زود توی خیلی از لیست‌های خواهد آمد توی لیست خودم هم ننوشتم و گذاشتم توی غار بماند. تا ببینیم واقعن چه می‌شود؟ ندیده‌اند یا یادشان رفته؟ آخر مگر می‌شود یکی از مهم‌ترین و زیباترین فیلم‌های تجربی تاریخ سینما که در دهه اخیر ساخته شده است را حتا یک نفر هم اسمش را نیاورد؟

بعضی لیست‌ها خیلی سرراست است. خودمانی است، از جنس خودمان است. سحر طلوعی نشان می‌دهد بدون ادا و اطوار هم می‌شود فیلم انتخاب کرد. وقتی 500 روز با  Summer توی لیستش می‌نویسد. بعضی لیست‌ها را که می‌بینی احساس می‌کنی نویسنده به خودش گفته یک لیست انتخاب می‌کنم فقط فک بیارم پایین. یک لیست‌هایی می‌بینی بامزه است، رنگی است، با این‌که هیچ جوره نمی‌توانی از آن فیلم‌ها خوشت بیاید ولی می‌گویی چقدر خوبه شخص خودش سانسور نکرده.

بعضی لیست‌ها همان‌ها که قرار است فکت را بیاورد پایین یک اسم‌هایی می‌بینی بیا ببین که حتا زیرزمینی‌ترین گنگس‌های تهران هم در آرشیو پتابایتی و کادريليون بایتی شان هم ندارند. همان‌ها که بعضی فیلم‌ها را قبل از این‌که در اروپا و امریکا اکران شود آن را بهت رد می‌کنند، ازشان سوال می‌کنی یعنی شماها با آن دار و دسته‌ای مافیایی که پریشب به خانه کارگردان فیلان فیلم دست‌برد زدند دست‌تان توی یک کاسه است؟ از تهیه یک سری فیلم‌های لیست‌های به خصوص دهه اخیر عاجز هستند.

در بعضی از لیست‌ها نام فیلم کشتی نوح روسی آمده، البته من قبول دارم بعضی‌ها این فیلم جزو آرشیو شخصی‌شان دارند آن‌را دیده‌اند، ولی یعنی بقیه افرادی که اسم این فیلم نوشته‌اند واقعن آن‌را دیده‌اند، من شخصن ازشان می‌خواهم که به ما هم بدهند ببینم؟ حالا این‌که فقط آن فیلم دیده باشند شروع ماجراست.

این‌که می‌توانند سر از سینمایی دربیاورند که از آیزنشتین شروع می‌شود و به باندارچوک و کوزینتسف و در وجهی دیگر به تارکوفسکی می‌رسد ادامه ماجرا است، یعنی اهلش هستند زمانی آیزنشتین مونتاژ دیالکتیک را در رزمناو پوتمکین و در پله‌های ادسا به سینمای جهان معرفی کرد، اینک الکساندر سوکوروف یک فیلم واقعن واقعی تک نمایی را به گنجینه سینمای جهان اضافه کرده

از این لیست خوشم آمد. حالا نه این‌که چون حکم کیمیایی در آن است. بدون شوخی، حقیقتش نویسنده نیامده خودش را عذاب بدهد، دنبال فیلم‌های بگردد که در لیست دیگران نیست، بعد بیاید بگوید پس این فیلم باید توی لیست من باشد. متفاوت بودن خیلی خوبه، ولی نه آنقدر که بگردی دنبال فیلم‌های مهجور بگردی تا در لیست برگزیده‌ات بنویسی.

از فیلم‌های مهجور خوشت می‌آید برو ببین، نه این‌که بروی دنبال اسمش بگردی. به قول رضا اصل همین‌هایی است که بیشتر یادم مانده، واقعن چطور می‌شود کسی همین چند وقت پیش بگوید صداها فرزاد موتمن و سعید عقیقی شاهکار است و بعد که نوبت به انتخاب بهترین فیلم‌های دهه اخیر می‌رسد اصل آن فیلم در میان انتخاب‌هایش نباشد؟

یعنی فقط منتقدان و یادداشت نویس‌های سینمایی تمامیت‌خواه حق دارند نتایج نظرسنجی‌شان را در مجله‌های پرطمطراق منتشر کنند. خوب منتشر کنند، مگر ما، نظر ما جای آنها را تنگ می‌کند؟ واقعن نگران چی هستید؟ دوران تاریکخانه‌ای خیلی وقت است که به پایان رسیده، ولی انگار بعضی‌ها دوست دارند در نقش عالیجناب با دیکتاتوری اعلام نظر کنند یک چیزهایی فقط در ید قدرت خودشان باشد. ولی اینترنت و وب خیلی وقت است که این حق از آنها گرفته است.

در جایی از آن نوشته نویسنده می‌گوید: آدم‌هايی كه لابد آن‌قدر صاحب تشخص و فرديت بودند كه به آن نظرخواهی فراخوانده شوند. آخر شما به کسی که درباره فیلم هندی چشمها ویپولا مورتال شاه در مجله فیلم ستایش‌نامه چاپ می‌کند می‌گویید: صاحب تشخص و فرديت. بعدش هم انگار فراموش کردید که یک نفر دیگری هم بعد از دیدن نسخه موویلایی ملاقات با طوطی چنان شگفت زده شده بود که چه به به چهچه‌ای کرد کلی در وصف فیلم نوشت.

ولی بعد دقیقن به خاطر اعتماد به آن نوشته‌ها که در مجله فیلم چاپ شده بود رفتیم فیلم علیرضا داودنژاد دیدیم، دیدم یک کپی بسیار مزخرف فیلم‌های هندی است. بعد همین به اصطلاح منتقدان از دید خودشان، صاحب تشخص و فرديت از دید شما، و یادداشت نویس‌های سینمایی از دید ما، به شماره ۴۰۰ مجله فیلم فراخوانده شدند بعد بد هم نظرشان را درباره بهترین‌ فیلم‌های تاریخ سینما بیان کردند.

می‌دانید این دونفری که اشاره کردم چه کسانی هستند، همان‌هایی که نقدهای سینمایی بابک احمدی در دوران طلایی ماهنامه سینمایی فیلم دوران زوال و بدبختی می‌دانند و به صراحت گفته‌اند: بابک احمدی روح سینما کشت وقتی از سینمای تارکوفسکی می‌نوشت. البته سینما از نظر این‌ها را هم می‌دانیم چه فیلم‌هایی است: چشم‌های هندی و ملاقات با طوطی. واقعن حیف مجله فیلم که چند وقتی هست افتاده دستِ هندی‌ها.

به قول پدرام رضایی‌زاده: ببخشید اگر در فهرست جادویی‌ام (البته جادوی‌اش فقط به درد خودم می‌خورد) خبری از فیلم‌های دندان‌شکن و متفاوت و کم‌یاب نیست؛ این یکی از صادقانه‌ترین پست‌های این وبلاگ است! برای پدرام نوشتم: چقدر خوبه خودمانیم و مجبور نیستیم توی لیست دیگران دنبال فیلم‌های مهجور بگردیم که نیست بعد بیایم بگوییم چون نیست پس این فیلم لیست من است. واقعن کیف می‌کنم می‌بینم تریلوژی برادران واچوفسکی آن بالا نوشتی.

| لينک ثابت |  پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت 1:56    |